چشمهارابایدشست
قویا ایمان دارم باید خوب دید.....خوب شنید
امشب به یکی ازخواننده هاقول دادم درمورد تاثیرشرایط زندگی روی موفقیت یا عدم موفقیت بنویسم...خب راستش توذهنم پستی رو که میخواستم بنویسم آماده کرده بودم....میخواستم از خیلی چیزا بگم...ازخودم...از جنگ ..ازآوارگی...ازوقتایی که داشتن یه کتاب کمک درسی شیمی برام آرزو بود....ازون روزایی که باخودمون فکرمیکردیم یعنی میشه یروز اونقدرپولدارباشیم که بتونیم کلی شلغم بخوریم؟!!!!!!!یعنی میشه یروزی بیاد که بجز نون وپنیروچایی صبحانه بتونیم عصراهم برای عصرونه پنیرداشته باشیم؟!!!!
کره وخامه که دیگه رویا بود....اینایی که میگم شاید الان خیلی خنده دار بنظر برسه اما برای ما تواونروزا حسرت بود.....سال سوم دبیرستان میخواستم دروس اختصاصی رو برای کنکور بخونم...چهارتادرس که هرکدومش ۹۰۰تومن بود یعنی کلا ۳۶۰۰تومن میشد...مادرم گردنبندش رو که تنها طلایی بود که داشت فروخت....همون سال حقوق دانشگاه آزادقبول شدم ولی واسه رزرو جا تاسال بعد پول نداشتیم...
مانمیتونستیم کلاس زبان بریم..کلاسای ورزشی بریم....تومدرسه نمیتونستیم یه ساندویچ کامل از بوفه بخریم...هفته ای یکبار یه نصف ساندویچ....
ماهیچ وقت نمیتونستیم اونقدرمیوه داشته باشیم که طرف میوه رو روی میز بذاریم وهرکی هرچی دوست داره بخوره
هروقت میوه توخونه بود مادرم برامون توبشقاب هرکی سهش رومیذاشت که بخوره...
راستش من وخواهرام هنوزم وقتی خونه ی مادرم بریم(باوجوداینکه الان خداروشکر توخونشون وفورنعمته) منتظرمیشیم تامادرم سهم مارو توبشقاب بذاره ومابخوریم
هیچکدوم ازینا باعث خجالت وشرمساری من نیست...
این شرایط خیلی از هم دهه ایهای منه...جنگ فقط شهید وجانباز نیست....جنگ فقط خرابی خونه هانیست...جنگ فقط همون ۸سال نبوده...آثارش هنوزم تو زندگی خیلی ازماهست
توپستهای قبلیم نوشتم که من خودم انتخاب کردم که باقی راهم رو چطور ادامه بدم
برام مهم بود که باکسی ازدواج کنم که برام ارزش واحترام قایل باشه ودرعین حال روزیکه بچه دارمیشم بچه ام حسرتهای منو نداشته باشه
من دختر بیعرضه ای نبودم....۱۷سالم بودکه شروع کردم به کارکردن.....ماهی ۳۰۰۰۰تومن حقوقم بود....وماهی ۷۰۰۰تومن اجاره ی سوییتی بود که تو خیابون برقان کرج اجاره کرده بودم
بنابراین حتی اگه باهمسرجان سابق هم ازدواج نمیکردم بازم بلدبودم گلیمم رو ازآب بکشم
یه دوستی داشتم که میگفت آدم باید گل یه کاری رو داشته باشه......من ذاتا قوی وجسورم..از ریسک نمیترسم...حتی اگه اشتباهی بکنم تاوانش وعواقبش رو میپذیرم
حسرت خوردن...گناه درجازدن...جلونرفتن....ناکامی....اینا فقط کلمه هستن..ماییم که بهشون جون میدیم...
ماییم که اونارو بارمیکنیم رودوش خودمون
کوله پشتیمون رو خودمون پرمیکنیم
ازدواج کردم ورفتم تو یک قصر...اما اسیربودم....نمیتونستم خودم باشم...جداشدم وازنو شروع کردم.....من نه مهریه گرفتم..نه نفقه ....جهیزیه ای هم نبرده بودم که بخوام برگردونم...چندتاتیکه وسیله همسرجان سابق بهم داد که یکسال نشده بهش برگردوندم
من تاهمین لحظه که این پست رو میویسم هرگز حتی یک ریال اضافه ترازحقوقم ازهمسرجا نسابق نگرفتم....من از ۱۷سالگی از پدرم هم پولی نگرفتم.....
مردی که درزندگی من وبامنه منوسفرمیبره....برام خرید میکنه...حواسش به خواسته هام هست...خیلی وقتا فقط یه مسیج میده که فلان قدرپول به حسابت ریختم.....
اما میدونه که اگه همینها هم نباشه من میتونم باحقوقم خوب زندگی کنم.....
این جربزه وجنم خودمه که زندگیم رو به اینجا رسونده...من ازین زندگی راضیم..خیلی راضیم
چون همون دوران سخت بمن یادداده باکوچکترین چیز هم میشه شادبود...میشه زحمت کشید وموفق شد حتی تواین مملکتی که برای خیلی چیزا ارزش قایل نیست
واما اون نشونه ای که گفتم...شبکه ge*mیه برنامه ای داره بنام x *fac*tor
امشب یه زن ۴۰ساله اومد که بخونه....وقتی که ازخودش میگفت بخودم گفتم این همون نشونه است
گفت توسی سالگی کسی واردزندگیم شد که بهم میگفت توبرای خوانندگی پیری!!!!!تواستعدادنداری!!!!ومن باورکردم!!!!!!....استیسی وقتی روی صحنه رفت جمعیتی نزدیک به ۵۰۰۰نفر به افتخارصدای زیباش ایستادن ودست زدن.....
این زن یجایی فهمید باید خودش رو نشون بده...یجایی تصمیم گر فت خودش رو محک بزنه...فهمید که باید ریسک کنه...باید بره دنبال رویاش...سختیهاش رو کشید اما نتیجه اش رو دید
یادتون نره:خوب ببینید...خوب بشنوید...شایدراههای زیادی برای پیشرفت جلوی روی شماست اما شما با بی اعتنایی از کنارش رد میشین
یکی از خواننده هام این کامنت رو برای من گذاشته:
من همیشه می گفتما ولی کسی باور نمی کرد
خوشگلی هم مال شما مرفهینه البته بی دردش رو نگفتم چون اونقدر ها هم بی درد نیستی
حتما الان هم با توجه به همون حاضر جوابیت و اینکه همیشه یه جواب تو استینت داری می خوای بگی واسه رسیدن به رفاه تلاش کردی.. اما قبول کن که حامی قرص و محکمی مثل همسر سابق داشتی
اینایی که گفتی مطمئنن تو وسع من یکی که نیست اینه که ما چروکیده و پیر میشیم و شما هم هی گل از گلتون میشکفه
گارد نگیر لطفا این هم یه کامنت نه یه متلک یا تیکه یا چیزی شبیه اینا
خواننده ی عزیزم...مرفه بودن ایراد نیست..اشکال نیست..باعث شرمساری نیست.....بارها گفتم من یه زندگی ساده دارم درمرکز شهر....یه خونه ۶۰متری باوسایلی که خیلی ازشماتوخونه دارین...اما من ترجیح میدم به زیبایی وسلامتم برسه تااینکه مثلا دوتا النگوم رو بکنم ۴تا....من کارمیکنم وزحمت میکشم...چه کسی بهترازخودم برای استفاده ازدسترنجم.....اگه تووسع شمانیست که چنین کاری بکنی خب این تقصیرمن نیست....شرایط زندگی هرکسی مخصوص خودشه...من یادگرفتم وقتی که دارم لذت ببرم...اما وقتی ندارم حسرت نخورم


